مصرع نخست · شماره 6
چون آب همه زره زره زلف
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
صد روز برانگیخته از گوشه شب پوش
# - 4
و ملک ازان تناول می فرمود و بمحاورت او موانستی می یافت و بجمال او چشم روشن می گردانید. قال علیه السلام: النظر الی المراه الحسناء یزید فی البصر.
# - 5
در این میان انباغ او آن جامه ارغوان پوشیده بریشان گذشت.
# - 6
چون آب همه زره زره زلف
انتخابشده - 7
وز زلف همه گره گره دوش
# - 8
ملک او را بدید حیران بماند و دست از طعام بکشید، و قوت شهوت و صدق رغبت عنان تمالک از وی بستد و بروی ثنای وافر کرد، وانگاه ایران دخت را گفت: تو مصیب نبودی در اختیار تاج. چون حیرت ملک در جمال انباغ بدید فرط غیرت او را برانگیخت تا طبق برنج بر سر شاه نگوسار کرد چنانکه بروی و موی او فرو دوید، و آن تعبیر که حکیم دران تعریض کرده بود هم محقق گشت.
# - 9
ملک بلار را فرمود تا بخواندند و او را گفت: بنگر استخفاف این نادان بر پادشاه وقت و این راعی روزگار؛ او را پیش ما بیکسو بر و گردن او بزن، تا بداند که او را و امثال او را این وزن نباشد که بر چنین دلیریها اقدام کنند و ما بران اغضا فرماییم و از سر آن در گذریم.
#