مصرع دوم · شماره 12
انگشت کند بر آب زورق را
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
بی قامت تو میدان، بی سرو بود بستان
# - 10
و تعجیل باید نمود تا زودتر بباید و بهجت و اعتداد ما که بحیات او تازه گشته است تمام گرداند، و مانیز از حجره مفارقت بحجله مواصلت خرامیم و مثال دهیم تا مجلس خرم بیارایند و بیارند.
# - 11
زان می که چو آه عاشقان از تف
# - 12
انگشت کند بر آب زورق را
انتخابشده - 13
بلار گفت: صواب همینست و در امضای این عزیمت تردد نیست.
# - 14
می کش که غمها می کشد، اندوه مردان وی کشد،
# - 15
در راه رستم کی کشد جز رخش بار روستم؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «بخش ۱۹ - چندانکه ملک این کلمه بشنود شادی و نشاط بر وی غالب گشت، و دلایل فرح و ابتهاج و مخایل مسرت و ارتیاح در ناصیه مبارک او ظاهر گشت. ...» است.