مصرع نخست · شماره 9
دیوانه نیم اگرچه گم شد هوشم
شاعرسناییدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
ان یجمع العالم فی واحد
# - 7
اگر وی را در اجل تاخیر نبود وی را در امل تاریخی بود که تا قیام الساعه همه عالمان و عاقلان و عاشقان و صوفیان و مشتاقان قوت جان از آن خوان جویند، و همه متکلمان و حکیمان و شاعران سر معانی از دیوان او گویند، هیچ کلمتی را بی خلعتی نگذاشت. هر حرفی از وی طرفی یافت، و هر نفسی از وی نقشی دید، و هر نقی معنیی. هیچ نفس را بی روح نگذاشت و هیچ روح را بی فتوح. در هر شامی صبوحی گذاشت. چون سلطان عالم، ملک ملک سیما، سماقدر، سنا رفعت، پری روی، نبی خلق، عیسی دم، موسی شوق، آدمی صفوت، نوحی دعوت، ابراهیمی خلعت، یعقوبی کمال، یوسفی جمال، سلیمانی دولت، داودی نغمت، مصطفوی خلق، برهان حق، شهاب سماء دارالخلافه، نصاب العدل والرافه، یمین الدوله و امین المله، شهنشاه بهرامشاهد خلدالله ملکه. بر کمال فهم وی و از صفای صفوت وی وقوف داشت و به دیده سر باطن پاک وی می دید، خواست تا به دیده ظاهر چالاکی وی بیند، مثال داد: تا وی را از کارگاه مجاهدت به بارگاه مشاهدت آرند، تا از پایگاه خدمت به پیشگاه حشمت رسد. و از میدان ستایش به ایوان بخشایش خرامد، و نامش از دیوان عوام به جریده خواص ثبت کنند، و چنانکه به صفوت ملکیست به صورت ملکی گردد. آن خودشناس پاس سپاس این نعمت به دیده جهان دیده بداشت، و منت منت این رتبت به جان جان برداشت، آن جام لطف نوش کرد، و زمین خدمت بوس کرد و گفت: این خادم خرس حرص بر خویشتن چیر نکردست، و در خرسندی پیش نکردست، طعم طمع نچشیدست، و آواز آرزو در گوش هوش نگذاشتست:
# - 8
درویش نیم اگرچه کم می کوشم
# - 9
دیوانه نیم اگرچه گم شد هوشم
انتخابشده - 10
گر بی برگی به مرگ مالد گوشم
# - 11
آزادی را به بندگی نفروشم
# - 12
مسرور غرض و مغرور عوض نبوده ام، با عشق دمسازی دارم و با صدق دل رازی، اینک مدت چهل سال است تا قناعت توشه من بودست، و فقر پیشه من.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «مقدمه رفاء» است.