مصرع دوم · شماره 22
گفتم که زیارتی کنم گفت دلم
شاعرسناییدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
مجد کو تا گویدش کز راه برد
# - 20
نام او می دان و نقشش را مبین
# - 21
کز حکیمان او زیاد اندر نبرد
# - 22
گفتم که زیارتی کنم گفت دلم
انتخابشده - 23
نزدیک سبک روح گرانجان چه کند
# - 24
مهره مهرشاد در گردن گردون شاید، بر آستانه این درگاه سرافریدون زیبد، هر دونی و زبوتی را این تمنی نباشد، شیرویه شیر علم تست و پرویز پرویزن روزگارت، و جمشید شیدای لقای خورشید نگارت، و نیز ان که آن عزیز بی همتا در قرآن نامخلوق گفت: و اوحی ربک الی النحل با جمال و کمال این خطاب هیچ صادق، عاشق دیدار زنبور نشد از وی به عسل مصفی بسنده کردند، و همه گزیدگان به حکم کرم از نظاره کرم پیله به لطف ابریشم قانع شدند. و همه بزرگان گل بهار طلبیدند، و خار را خوار بگذاشتند: و همه حکیمان از آن سره کی صره صنع احدیت است مشک جستند و آهوی را گذاشتند.
# - 25
و ان تفق الانام و انت منهم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «مقدمه رفاء» است.