مصرع نخست · شماره 33عشق را گفت پادشایی کنشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30عقل را گفت خویشتن بشناس#31عقل دایم رعیت عشق است#32جان سپاری حمیت عشق است#33عشق را گفت پادشایی کنانتخابشده34طبع را گفت کدخدایی کن#35از عنا طعنه ساز ارکان را#36پس به کف کن تو آب حیوان را#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «حکایت» است.سطر پیشینجان سپاری حمیت عشق است→سطر بعدیطبع را گفت کدخدایی کن←