مصرع دوم · شماره 34طبع را گفت کدخدایی کنشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.31عقل دایم رعیت عشق است#32جان سپاری حمیت عشق است#33عشق را گفت پادشایی کن#34طبع را گفت کدخدایی کنانتخابشده35از عنا طعنه ساز ارکان را#36پس به کف کن تو آب حیوان را#37تا چو زو نطق مایه ای سازد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 34 از «حکایت» است.سطر پیشینعشق را گفت پادشایی کن→سطر بعدیاز عنا طعنه ساز ارکان را←