مصرع نخست · شماره 3آفرینش چو گشت زندانششاعرسناییاثرفی الشوققالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1از پس این براق شوق بود#2شوق در گردنش چو طوق بود#3آفرینش چو گشت زندانشانتخابشده4پس خلاصی طلب کند جانش#5آتشیش از درون برافروزند#6که ازو عقل و جان و تن سوزند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «فی الشوق» است.سطر پیشینشوق در گردنش چو طوق بود→سطر بعدیپس خلاصی طلب کند جانش←