مصرع نخست · شماره 31دیده او چو نور ره بیندشاعرسناییاثرفی الشوققالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28ببرد آب روی دریا را#29چون مر او را ازو برانگیزند#30اختران پیش او فرو ریزند#31دیده او چو نور ره بیندانتخابشده32شمس در جنب او سیه بیند#33بد و نیک اندر آن جهان نبود#34خاک و خورشید و اختران نبود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «فی الشوق» است.سطر پیشیناختران پیش او فرو ریزند→سطر بعدیشمس در جنب او سیه بیند←