مصرع نخست · شماره 49نعل اسبش چو گرد بندازدشاعرسناییاثرفی الشوققالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.46مالک درد او به آتش آه#47سر آهش ندارد ایچ صبور#48پی او در نیابد ایچ غیور#49نعل اسبش چو گرد بندازدانتخابشده50جبرئیلش حنوط جان سازد#51او روان گشته سوی عالم نیست#52باد فریاد کن که یک دم بیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 49 از «فی الشوق» است.سطر پیشینپی او در نیابد ایچ غیور→سطر بعدیجبرئیلش حنوط جان سازد←