مصرع نخست · شماره 19رفت ناگه برو و زخمی زدشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16آنچه ناکردنی بود کردی#17به مکافات آن شوم مشغول#18تا که از سر برون کنی تو فضول#19رفت ناگه برو و زخمی زدانتخابشده20مرد غماز گشت کارش بد#21مرد غماز کشته شد ناگاه#22کار ابله ز خشم گشت تباه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «حکایت» است.سطر پیشینتا که از سر برون کنی تو فضول→سطر بعدیمرد غماز گشت کارش بد←