مصرع دوم · شماره 12برنشسته به مرکب بادیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9شد سلیمان بدو سلامش کرد#10پیر کان دید احترامش کرد#11گفت هی کیستی که دل شادی#12برنشسته به مرکب بادیانتخابشده13گفت ای پیر من سلیمانم#14هر دو هستم نبی و سلطانم#15زیر امر منست ملک زمین#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت هی کیستی که دل شادی→سطر بعدیگفت ای پیر من سلیمانم←