مصرع دوم · شماره 6تو ز من خواه و گیر جان بازیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3از سر و سینه بهر صحبت یار#4پای سازم به ره چو مور و چو مار#5گر تو کار سفر همی سازی#6تو ز من خواه و گیر جان بازیانتخابشده7همرهت باشم و ز دزد و هراس#8کم ز سگ مر ترا ندارم پاس#9بس عجب نبود ار چنین باشم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینگر تو کار سفر همی سازی→سطر بعدیهمرهت باشم و ز دزد و هراس←