کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 7

چو اندر نیستی هستست و در هستی نباشد هست

چهرهٔ مولویشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    بکرد این دل هزاران جان نثار آن گفت رستش را

    #
  2. 5

    ز غیرت چونک جان افتاد گفت اقبال هم نجهد

    #
  3. 6

    نشستست این دل و جانم همی پاید نجستش را

    #
  4. 7

    چو اندر نیستی هستست و در هستی نباشد هست

    انتخاب‌شده
  5. 8

    بیامد آتشی در جان بسوزانید هستش را

    #
  6. 9

    برات عمر جان اقبال چون برخواند پنجه شصت

    #
  7. 10

    تراشید و ابد بنوشت بر طومار شصتش را

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «غزل شماره ۶۸ - چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را...» است.