مصرع دوم · شماره 8خون همشیره را حلال چو شیرشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5کرد هر مادری همی گریان#6خرد فرزند خویش را بریان#7کرده بر خویشتن طباخ امیر#8خون همشیره را حلال چو شیرانتخابشده9اندر آن شهر چشم سر کم دید#10سگ مرده که مردم آن نخرید#11اندرین حال عارفی زنگی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینکرده بر خویشتن طباخ امیر→سطر بعدیاندر آن شهر چشم سر کم دید←