مصرع نخست · شماره 17هیچ بازت ندارم ار بخوریشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14هست حیوان به قوت اندر بند#15راتبم گندمیست هر روزی#16از یکی پارسای دلسوزی#17هیچ بازت ندارم ار بخوریانتخابشده18راتب روز من اگر ببری#19سر فرو کرد و گندمک برکند#20حلقش از حلقها بماند به بند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشیناز یکی پارسای دلسوزی→سطر بعدیراتب روز من اگر ببری←