مصرع نخست · شماره 21مرغ گفتا که من شدم باریشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18راتب روز من اگر ببری#19سر فرو کرد و گندمک برکند#20حلقش از حلقها بماند به بند#21مرغ گفتا که من شدم باریانتخابشده22مفتادت چو من خریداری#23هیچ فاسق مرا ز راه نبرد#24زاهدی کرد گردنم را خرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «حکایت» است.سطر پیشینحلقش از حلقها بماند به بند→سطر بعدیمفتادت چو من خریداری←