نثر · شماره 2
پس علم حقیقت را سه رکن است: یکی علم به ذات خداوند عزو جل و وحدانیت وی و نفی تشبیه از ذات پاک وی جل جلاله و دیگر علم به صفات وی و احکام آن و سدیگر علم به افعال و حکمت وی.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
اما علم بنده باید که در امور خداوند تعالی باشد و معرفت وی، و فریضه بر بنده علم وقت باشد و آن چه بر موجب وقت به کار آید ظاهر و باطن. و این به دو قسم است: یکی اصول و دیگر فروع ظاهر اصول قول شهادت و باطنش تحقیق معرفت و ظاهر فروع برزش معاملت و باطن تصحیح نیت. و قیام هر یک از این بی دیگر محال باشد. ظاهر حقیقت بی باطن نفاق، و باطن حقیقت بی ظاهر زندقه ظاهر شریعت بی باطن نفس و باطن بی ظاهر هوس.
# - 2
پس علم حقیقت را سه رکن است: یکی علم به ذات خداوند عزو جل و وحدانیت وی و نفی تشبیه از ذات پاک وی جل جلاله و دیگر علم به صفات وی و احکام آن و سدیگر علم به افعال و حکمت وی.
انتخابشده - 3
و علم شریعت را سه رکن است: یکی کتاب ودیگر سنت و سیم اجماع امت. و دلیل بر علم به اثبات ذات و صفات پاک و افعال خدای تعالی قوله، تعالی: «فاعلم انه لا اله الا الله (۱۹/محمد)»، و نیز گفت: «فاعلموا ان الله مولیکم (۴۰/الانفال)»، و نیز گفت: «الم تر الی ربک کیف مد الظل (۴۵/الفرقان)»، و نیز گفت: «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت (۱۷/الغاشیه)». و مانند این آیات بسیار است که جمله دلایل اند بر نظر کردن اندر افعال وی تعالی و تقدس تا بدان افعال، فاعل را به صفات وی بشناسند.
# - 4
و پیغمبر گفت، صلی الله علیه و سلم: «من علم ان الله تعالی ربه و انی نبیه حرم اللهتعالی لحمه و دمه علی النار.»
# - 5
اما شرط علم به ذات خداوند تعالی آن است که وی بداند که خداوند تعالی موجود است اندر قدم ذات خود و بی حد و بی حدود است و اندر مکان و جهت نیست، و ذاتش موجب آفت نیست. از خلقش کسی مانند نیست. وی را زن و فرزند نیست هرچه اندر وهم صورت گیرد و اندر خرد اندازه بندد، وی جل جلاله آفریدگار آن است و دارنده و پروردگار آن؛ لقوله، تعالی: «لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر (۱۱/الشوری).»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «فصل» است.