نثر · شماره 6
اکنون من فصلی اندر اقاویل ایشان بیارم تا تنبیهی باشد مر آن را که از حق تعالی عنایتی اندر کار وی صادق است از منکران بدین طایفه و بالله التوفیق.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
و ما امور جمله به خداوند تعالی تسلیم کردیم تا دربار ضلالت خود همی باشند. اگر دین گریبانگیر ایشان گرددی تصرف بهتر از این کنندی و حکم رعایت را دست بندارندی و اندر دوستان خدای عز و جل بدین چشم ننگرندی و احتیاط روزگار خود نکوتر کنندی. و اگر قومی از ملاحده تعلق به احرار کردند تا به جمال ایشان خود از آفت ها رستگار گردند و اندر سایۀ عز ایشان زندگانی کنند، چرا باید که همگنان را بر ایشان قیاس گیرندو اندر معاملت ایشان مکابرۀ عیان بر دست گیرند و قدر ایشان در زیر پای آرند؟
# - 4
و مرا با یکی از متلبسان علم که کلاه رعونت را عز علم نام کرده است و متابعت هوی را سنت رسول علیه السلام و موافقت شیطان را سیرت امام، مناظره همی رفت. اندر آن میان گفت: «ملاحده دوازده گروه اند. یک گروه اندر میان متصوفه اند.» گفتم: «اگر یک گروه در میان ایشان اند، یازده گروه اندر میان شمایند. ایشان خود را از یک گروه بهتر نگاه توانند داشت که شما از یازده گروه.»
# - 5
اما این جمله از نتیجۀ فتور زمانه است و آفتهایی که پدیدار آمده است و خداوند تعالی پیوسته اولیای خود را اندر میان قومی مستور داشته است و آن قوم را از جهت ایشان اندر میان خلق مهجور داشته و نیکو گشته است آن پیر پیران، و آفتاب مریدان، علی بن بندار الصیرفی، رحمه الله علیه: «فساد القلوب علی حسب فساد الزمان و اهله».
# - 6
اکنون من فصلی اندر اقاویل ایشان بیارم تا تنبیهی باشد مر آن را که از حق تعالی عنایتی اندر کار وی صادق است از منکران بدین طایفه و بالله التوفیق.
انتخابشده - 7
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «فصل» است.