مصرع نخست · شماره 1
محمدبن الفضل البلخی گوید، رحمهالله: «العلوم ثلاثه: علم من الله، و علم مع الله، و علم بالله».
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
محمدبن الفضل البلخی گوید، رحمهالله: «العلوم ثلاثه: علم من الله، و علم مع الله، و علم بالله».
انتخابشده - 2
علم بالله علم معرفت است که همه اولیای او، او را بدو دانسته اند و تاتعریف و تعرف او نبود ایشان وی را ندانستند؛ از آن چه همه اسباب اکتساب مطلق از حقتعالی منقطع است و علم بنده مر معرفت حق را علت نگردد؛ که علت معرفت وی تعالی و تقدس هم هدایت و اعلام وی بود و علم من الله علم شریعت بود که آن از وی به ما فرمان و تکلیف است و علم مع الله علم مقامات طریق حق و بیان درجت اولیا بود. پس معرفت بی پذیرفت شریعت درست نیاید و برزش شریعت بی اظهار مقامات راست نیاید.
# - 3
و ابوعلی ثقفی رحمه الله علیه گوید: «العلم حیاه القلب من الجهل و نور العین من الظلمه.»
# - 4
علم زندگی دل است از مرگ جهل ونور چشم یقین از ظلمت کفر و هرکه را علم معرفت نیست دلش به جهل مرده است و هرکه را علم شریعت نیست دلش به نادانی بیمار است. پس دل کفار مرده باشد که به خداوند تعالی جاهل اند و دل اهل غفلت بیمار؛ که به فرمانهای وی جاهل اند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «فصل» است.