نثر · شماره 2
و رسول صلی الله علیه و سلم فقر را اختیار کرد و گفت: «اللهم احینی مسکینا و امتنی مسکینا واحشرنی فی زمره المساکین.» و نیز گفت: در روز قیامت خداوند تعالی گوید: «ادنوا منی احبائی. فیقول الملائکه: من احبائک؟ فیقول: فقراء المسلمین.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که درویشی را اندر راه خداوند عز و جل مرتبتی عظیم است، و درویشان را خطری بزرگ؛ کما قال الله، تعالی: «للفقراء الذین احصروا فی سبیل الله لایستطیعون ضربا فی الارض یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف (۲۷۳/البقره)». ونیز گفت: «ضرب الله مثلا عبدا مملوکا لایقدر علی شیء(۷۵/النحل).» ونیز گفت: «تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا (۱۶/السجده).
# - 2
و رسول صلی الله علیه و سلم فقر را اختیار کرد و گفت: «اللهم احینی مسکینا و امتنی مسکینا واحشرنی فی زمره المساکین.» و نیز گفت: در روز قیامت خداوند تعالی گوید: «ادنوا منی احبائی. فیقول الملائکه: من احبائک؟ فیقول: فقراء المسلمین.»
انتخابشده - 3
و مانند این آیات و اخبار بسیار است، تا حدی که از مشهوری به اثبات آن حاجت نیاید مر صحت دلایل را.
# - 4
و اندر وقت پیغمبر علیه السلام فقرای مهاجرین بودند آنان که اندر حکم ادای عبودیت و صحبت پیغمبر علیه السلام نشسته بودند اندر مسجد وی و از اشغال بکلی اعراض کرده و به ترک معارضه بگفته، و خداوند تعالی را به روزی خود استوار داشته و توکل بر وی کرده، تا رسول صلی الله علیه و سلم مامور بود به صحبت وقیام کردن به حق ایشان؛ چنان که فرمود، عزمن قائل: «ولاتطرد الذین یدعون ربهم بالغدوه والعشی یریدون وجهه (۵۲/الانعام)»، ونیز گفت: «ولاتعد عیناک عنهم ترید زینه الحیوه الدنیا و لاتطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا (۲۸/الکهف)»، تا رسول علیه السلام هر کجا یکی از ایشان بدیدی گفتی: «مادر و پدرم فدای آنان باد که خداوند تعالی بر من از برای ایشان عتاب کرد.»
# - 5
پس خداوند تعالی مر فقر را مرتبتی و درجتی بزرگ داده است و مر فقرا را بدان مخصوص گردانیده تا به ترک اسباب ظاهری و باطنی گفته اند و بکلیت به مسبب رجوع کرده؛ تا فقر ایشان فخر ایشان گشت، تا به رفتن آن نالان شدند و به آمدن آن شادمان گشتند ومر آن رادر کنار گرفتند وبجز اخوات آن را جمله خوار گرفتند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «باب الفقر» است.