کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 15

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    و در جمله مطالب باشند فقرا به صبر و اغنیا به شکر، و اندر تحقیق دوستی نه دوست از دوست چیزی طلبد ونه دوست فرمان دوست ضایع کند. پس «ظلم من سمی ابن آدم امیرا و قد سماه ربه فقیرا.» آن را که نامش از حق فقیر است، اگرچه امیر است، فقیر است. هلاک گشت آن که پندارد که وی نه اسیر است، اگرچه جایگاهش تخت و سریر است؛ ازیرا که اغنیا صاحب صدقه بوند و فقرا صاحب صدق و هرگز صدق چون صدقه نباشد. پس اندر حقیقت فقر سلیمان چون غنای سلیمان بود؛ از آن چه ایوب را اندر شدت صبرش گفت: «نعم العبد (۴۴/ص)»، و سلیمان را اندر استقامت ملکش، گفت: «نعم العبد (۳۰/ص).» چون رضای رحمان حاصل شد فقر سلیمان را چون غنای سلیمان گردانید.

    #
  2. 13

    و از استاد ابوالقاسم قشیری رضی الله عنه شنیدم که گفت: «مردمان اندر فقر و غنا، هر کسی سخن گفته اند و خود را چیزی اختیار کرده و من آن اختیار کنم که حق مرا اختیار کند و مرا اندر آن نگاه دارد. اگر توانگر داردم غافل و گذشته نباشم و اگر درویش داردم حریص و معرض نباشم.»

    #
  3. 14

    پس غنا نعمت و اعراض اندر وی آفت، و فقر نعمت و حرص اندر وی آفت. معانی جمله نیکو، روش اندر او مختلف و فقر فراغت دل از مادون و غنا مشغولی دل به غیر؛ چون فراغت آمد، فقر از غنا اولی تر نه و غنا از فقر اولی تر نه. غنا کثرت متاع و فقر قلت آن و متاع بجمله از آن خداوند؛ چون طالب به ترک ملکیت بگفت، شرکت از میان برخاست و از هر دو اسم فارغ شد.

    #
  4. 15

    انتخاب‌شده

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «فصل» است.