کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 2

ابوحفص حداد نیسابوری گوید، رحمه الله علیه: «التصوف کلها آداب. لکل وقت ادب و لکل مقام ادب و لکل حال ادب. فمن لزم آداب الاوقات بلغ مبلغ الرجال و من ضیع الآداب فهو بعید من حیث یظن القرب ومردود من حیث یظن القبول.»

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    آن چه گفته اند در معاملات:

    #
  2. 2

    ابوحفص حداد نیسابوری گوید، رحمه الله علیه: «التصوف کلها آداب. لکل وقت ادب و لکل مقام ادب و لکل حال ادب. فمن لزم آداب الاوقات بلغ مبلغ الرجال و من ضیع الآداب فهو بعید من حیث یظن القرب ومردود من حیث یظن القبول.»

    انتخاب‌شده
  3. 3

    تصوف بجمله آداب است؛ که هر وقتی و مقامی و حالی را ادبی بود، که هر که ملازمت آداب اوقات کند به درجت مردان رسد و هرکه آداب ضایع کند او دور باشد از پندار به نزدیکی و مردود باشد از گمان بردن به قبول حق.

    #
  4. 4

    و بدین معنی قریب است ابوالحسن نوری رحمه الله علیه که گوید: «لیس التصوف رسوما ولاعلوما ولکنه اخلاق.»

    #
  5. 5

    تصوف رسوم و علوم نیست ولیکن اخلاق است؛ یعنی اگر رسوم بودی به مجاهدت حاصل شدی و اگر علوم بودی به تعلم به دست آمدی؛ لیکن اخلاق است، تا حکم آن از خود اندر نخواهی و معاملت آن با خود درست نکنی و انصاف آن از خود ندهی حاصل نگردد. و فرق میان رسوم و اخلاق آن است که رسوم فعلی بود به تکلف و اسباب؛ چنان که ظاهر به خلاف باطن بود، فعلی از معنی خالی و اخلاق فعلی بود محمود بی تکلف و اسباب، ظاهر موافق باطن از دعوی خالی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 2 از «فصل» است.