کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 15

ابوالحسن فوشنجه رحمهالله علیه گوید: «التصوف الیوم اسم بلا حقیقه، و قد کان من قبل حقیقه بلا اسم.»

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    تصوف اخلاق رضی است و کردار پسندیده آن بود که بنده اندر همه حال بسنده کار باشد، که رضی راضی بود.

    #
  2. 13

    ابوالحسن نوری رحمه الله علیه گوید: «التصوف هو الحریه و الفتوه و ترک التکلف و السخاء.»

    #
  3. 14

    تصوف آزادیی بود که بنده از بند هوی آزاد گردد و فتوت آن بود که از دید فتوت مجرد شود، و ترک تکلف آن بود که اندر متعلقات و نصیب نکو شد و سخا آن که دنیا را به اهل دنیا بگذارد.

    #
  4. 15

    ابوالحسن فوشنجه رحمهالله علیه گوید: «التصوف الیوم اسم بلا حقیقه، و قد کان من قبل حقیقه بلا اسم.»

    انتخاب‌شده
  5. 16

    تصوف امروز نامی است بی حقیقت و پیش از این حقیقتی بود بی اسم؛ یعنی اندر وقت صحابه و سلف این اسم نبود و معنی اندر هر کسی موجود بود و اکنون اسم هست و معنی نی؛ یعنی معاملت معروف بود و دعوی مجهول، اکنون دعوی معروف شد و معاملت مجهول.

    #
  6. 17

    اکنون این مقدار از تحقیق و مقالات مشایخ رحمهم الله اندر این کتاب بیاوردم اندر این باب تصوف تا بر تو اسعدک الله طریق این گشاده گردد و مر منکران را گویی که: «مرادتان به انکار تصوف چیست؟» اگر اسم مجرد را انکار کنند، باک نیست؛ که معانی اندر حق تسمیات بیگانه باشد. و اگر عین این معانی را انکار کنند، انکار کل شریعت پیغمبر علیه السلام و خصال ستوده کرده باشند و من تو را وصیت کنم تا حق این را مراعات کنی و انصاف بدهی تا دعوی کوتاه کنی و به اهل این نیکو اعتقاد باشی، و بالله التوفیق، و علیه التوکل و التصدیق.

    #
  7. 18

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «فصل» است.