مصرع نخستِ میانی · شماره 35
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 32
و از جنید می آید رحمه الله علیه که به باب الطاق ترسایی دید سخت با جمال. گفت: «بارخدایا، این را در کار می کن؛ که سخت نیکو آفریده ای.» چون زمانی برآمد، ترسا بیامد گفت: «ایها الشیخ، شهادت عرضه کن بر من.» شهادت عرضه کرد. مسلمان شد و یکی از اولیای خدای گشت.
# - 33
و از شیخ بوعلی سیاه مروزی رحمهالله علیه پرسیدند که: «پوشیدن مرقعه که را مسلم بود؟» گفت: «آن کس را که مشرف مملکت خداوند تعالی باشد، چنان که اندر جهان هیچ چیز نرود آن روز از احکام و احوال الا که وی را آگاه کنند.»
# - 34
پس مرقعه سمت صالحان و علامت نیکان و لباس فقرا و متصوفه است و در حقیقت فقر و صفوت، پیش از این سخن رفت و اگر کسی مر لباس اولیا را آلت جمع دنیا و پوشش آفت خود سازد، مر آن را بدان زیانی بیشتر ندارد. و بالله التوفیق.
# - 35
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 35 از «فصل» است.