مصرع نخستِ میانی · شماره 1
اما علمای این طریقت را اندر فقر و صفوت خلاف است. به نزدیک گروهی فقر تمام تر از صفوت و به نزدیک گروهی صفوت تمام تر.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
اما علمای این طریقت را اندر فقر و صفوت خلاف است. به نزدیک گروهی فقر تمام تر از صفوت و به نزدیک گروهی صفوت تمام تر.
انتخابشده - 2
آنان که فقر را مقدم بر صفوت کنند، گویند: «فقر فنای کل بود و انقطاع اسرار و صفوت مقامی است از مقامات آن چون فنا حاصل آمد مقامات جمله ناچیز گردد.» و این مساله به فقر و غنا باز گردد و پیش از این در این سخن رفته است.
# - 3
و باز آنان که صفوت را مقدم نهند، گویند: «فقر شیء موجود است اسم پذیر، و صفوت صفاست از کل موجودات و صفا عین فنا بود و فقر عین غنا. پس فقرا از اسامی مقامات است و صفوت از اسامی کمال.»
# - 4
و اندر این، سخن دراز گشته است در این زمانه و هر کسی بر وجه تعجب عبارتی می کنند و بر یک دیگر قولی غریب می آرند و اندر تقدیم و تاخیر فقرو صفوت خلاف است و عبارت مجرد نه فقر است و نه صفوت به اتفاق. پس از عبارت مذهبی برساختند و طبع را از ادراک معانی بپرداختند، و حدیث حق بینداخت. نفی هوی را نفی عین می خوانند و اثبات مراد را اثبات عین می دانند. پس موجود و مفقود و منفی و مثبت جمله ایشانند به قیام نفس و هوای خود؛ و طریقت منزه است ازترهات مدعیان.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «باب اختلافهم فی الفقر و الصفوه» است.