کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 2

و سنت بار خدای عالم جل جلاله هم چنین رفته است که هرکه حدیث وی کند عالم را بجمله ملامت کنندۀ وی گرداند و سر وی را از مشغول گشتن به ملامت ایشان نگاه دارد و این غیرت حق باشد که دوستان خود را از ملاحظۀ غیر نگاه دارد تا چشم کس بر جمال حال ایشان نیفتد و از رویت ایشان مر ایشان را نیز نگاه دارد تا جمال خود نبینند و به خود معجب نشوند و به آفت عجب و تکبر اندر نیفتند. پس خلق را بر ایشان گماشته است تا زبان ملامت بر ایشان دراز کردند و نفس لوامه را اندر ایشان مرکب گردانیده تا مر ایشان را بر هر چه می کنند ملامت می کند، اگر بد کنند به بدی و اگر نیک کنند به تقصیر کردن و این اصلی قوی است اندر راه خدای عز و جل که هیچ آفت و حجاب نیست اندر این طریق صعب تر از آن که کسی به خود معجب گردد.

چهرهٔ هجویریشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    گروهی از مشایخ، طریق ملامت سپرده اند، و مر ملامت را اندر خلوص محبت تاثیری عظیم است و مشربی تمام واهل حق مخصوص اند به ملامت خلق از جملۀ عالم، خاصه بزرگان این امت، کثرهم الله و رسول علیه السلام که مقتدا و امام اهل حق بود و پیشرو محبان، تا برهان حق بر وی پیدا نیامده بود و وحی بدو نپیوسته، به نزدیک همه نیکنام بود و بزرگ؛ و چون خلعت دوستی در سر وی افکندند، خلق زبان ملامت بدو دراز کردند. گروهی گفتند: «کاهن است»، و گروهی گفتند: «شاعر است»، و گروهی گفتند: «کاذب است»، و گروهی گفتند: «مجنون است»، و مانند این خدای عز و جل صفت مومنان کرد و گفت: «ایشان از ملامت ملامت کنندگان نترسند»؛ لقوله، تعالی: «ولایخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله واسع علیم (۵۴/المائده).»

    #
  2. 2

    و سنت بار خدای عالم جل جلاله هم چنین رفته است که هرکه حدیث وی کند عالم را بجمله ملامت کنندۀ وی گرداند و سر وی را از مشغول گشتن به ملامت ایشان نگاه دارد و این غیرت حق باشد که دوستان خود را از ملاحظۀ غیر نگاه دارد تا چشم کس بر جمال حال ایشان نیفتد و از رویت ایشان مر ایشان را نیز نگاه دارد تا جمال خود نبینند و به خود معجب نشوند و به آفت عجب و تکبر اندر نیفتند. پس خلق را بر ایشان گماشته است تا زبان ملامت بر ایشان دراز کردند و نفس لوامه را اندر ایشان مرکب گردانیده تا مر ایشان را بر هر چه می کنند ملامت می کند، اگر بد کنند به بدی و اگر نیک کنند به تقصیر کردن و این اصلی قوی است اندر راه خدای عز و جل که هیچ آفت و حجاب نیست اندر این طریق صعب تر از آن که کسی به خود معجب گردد.

    انتخاب‌شده
  3. 3

    و اصل عجب از دو چیز خیزد: یکی از جاه خلق و مدح ایشان و آن که کردار بنده خلق را پسند افتد بر وی مدح کنند، وی بدان معجب شود و دیگر کردار کسی مر آن کس را پسند افتد و خود را شایسته داند، بدان معجب شود.

    #
  4. 4

    خداوند تعالی به فضل خود این راه بر دوستان خود بربست تا معاملتشان اگرچه نیک بود خلق نپسندیدند؛ از آن چه به حقیقت ندیدند و مجاهدتشان اگرچه بسیار بود ایشان از حول و قوت خود ندیدند و مر خود را نپسندیدند تا از عجب محفوظ بودند. پس آن که پسندیدۀ حق بود خلق ورا نپسندند، و آن که گزیدۀ تن خود بود حق ورا نگزیند؛ چنان که ابلیس را خلق بپسندیدند و ملائکه وی را بپسندیدند و وی خود را بپسندید، چون پسندیدۀ حق نبود پسند ایشان مر او را لعنت بار آورد و آدم را صلوات الله علیه ملائکه نپسندیدند و گفتند: «اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء (۳۰/البقره)»، و وی خود را نپسندید و گفت: «ربنا ظلمنا انفسنا (۲۳/الاعراف)»، و چون پسندیدۀ حق بود، حق گفت: «فنسی ولم نجد له عزما (۱۱۵/طه).» ناپسند خلق و ناپسند خود مر او را رحمت بار آورد تا خلق عالم بدانند که مقبول ما مهجور خلق باشد و مقبول خلق مهجور ما. تا لاجرم ملامت خلق غذای دوستان حق است؛ از آن چه اندر آن آثار قبول است، و مشرب اولیای وی؛ که آن علامت قرب است و همچنان که همه خلق به قبول خلق خرم باشند، ایشان به رد خلق خرم باشند و اندر اخبار از سید مختار آمده است علیه السلام از جبرئیل علیه السلام از خدای عز و جل که گفت: «اولیائی تحت قبابی لایعرفهم غیری الا اولیائی.»

    #
  5. 5

    اما ملامت بر سه وجه است: یکی راست رفتن، و دیگر قصد کردن و سدیگر ترک کردن.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 2 از «باب الملامه» است.