کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 1

و منهم: گوهر گنج حیا، و اعبد اهل صفا و متعلق درگاه رضا و متمکن بر طریق مصطفی صلوات الله علیه ابوعمرو عثمان بن عفان، رضی الله عنه

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: گوهر گنج حیا، و اعبد اهل صفا و متعلق درگاه رضا و متمکن بر طریق مصطفی صلوات الله علیه ابوعمرو عثمان بن عفان، رضی الله عنه

    انتخاب‌شده
  2. 2

    که وی را فضایل هویداست و مناقب ظاهر اندر کل معانی.

    #
  3. 3

    و عبدالله بن رباح و ابوقتاده رضی الله عنهما روایت آرند که روز حرب الدار ما به نزدیک عثمان بودیم، رضی الله عنه. چون غوغا بر درگاه وی جمع شدند غلامان وی سلاح برداشتند. عثمان گفت: «هرکه سلاح برنگیرد از مال من آزاد است.» و ما از ترس خود بیرون آمدیم. حسن بن علی ما را در راه پیش آمد. با وی بازگشتیم و به نزدیک عثمان اندر آمدیم که تا حسن رضی الله عنه به چه کار آمده است و چون حسن اندر آمد سلام گفت، و وی را بر آن بلیت تعزیت کرد و گفت: «یا امیرالمومنین، من بی فرمان تو با مسلمانان شمشیر نتوانم کشید و تو خلیفت حقی. مرا فرمان ده تا بلای این قوم از تو دفع کنم.» عثمان گفت وی را: «یا ابن اخی، ارجع واجلس فی بیتک حتی یاتی الله بامره، فلا حاجه لنا فی اهراق الدماء. ای برادرزاده، بازگرد و اندر خانۀ خود بنشین تا فرمان خداوند و تقدیر وی چه باشد؛ که ما را به خون ریختن مسلمانان حاجت نیست.»

    #
  4. 4

    و این علامت تسلیم است اندر حال ورود بلا اندر درجۀ خلت؛ چنان که نمرود آتش بر افروخت و ابراهیم را علیه السلام اندر پلۀ منجنیق نهاد. جبرئیل علیه السلام آمد و گفت: «هل لک من جاجه؟» گفت: «اما الیک فلا. به تو هیچ حاجت ندارم.» گفت: «پس از خدای بخواه.» گفت: «حسبی عن سوالی علمه بحالی. مرا آن بس که او می داند که به من چه می رسد و او به من داناتر از من به من. او داند که صلاح من در چه چیز است.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 1 از «۳- ابوعمرو عثمان بن عفان، رضی الله عنه» است.