کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 14

و این صفت محققان مشایخ باشد رضوان الله علیهم که مدح و ذم خلایق به نزدیک ایشان یکسان شده باشد و به جفا گفتن متغیر نشوند و الله اعلم.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 11

    اما بعد، فقد انتهی الی کتابک عند حیرتک و حیره من زغمت من امتنا، و الذی علیه رایی ان من لم یومن بالقدر، خیره و شره، فقد کفر، و من حمل المعاصی علی الله فقد فجشر. ان الله لایطاع باکراه و لایعصی بغلبه ولایهمل العباد من الملکه، لکنه المالک لما ملکهم و القادر علی ما غلبه قدرتهم فان ائتمروا بالطاعه لم یکن لهم صادا ولالهم عنها مثبطا، فان اتوا بالمعصیه و شاء ان یمن علیهم فیحول بینهم و بینها فعل و ان لم یفعل فلیس هو حملهم علیها اجبارا ولا الزمهم ایاها اکراها بالحتجاجه علیهم ان عرفهم و مکنهم و جعل لهم السبیل الی اخذ ما دعاهم الیه و ترک ما نهیهم عنه، «ولله الحجه البالغه. (۱۴۹/الانعام)». والسلام.

    #
  2. 12

    معنی این آن بود که: آن چه نبشته بودی از حیرت خود و آن که می گویی از امت ما، اندر قدر، و آن چه رای ما بدان مستقیم است آن است که هر که به قدر خیر و شر از خدای، ایمان نیارد کافر است و هر که معاصی بدو حواله کند فاجر؛ یعنی انکار تقدیر مذهب قدر بود و حوالت معاصی به خدای مذهب جبر. پس بنده مختار است اندر کسب خود به مقدار استطاعتش از خدای عز و جل و دین میان جبر وقدر است.

    #
  3. 13

    و مراد من از این نامه بیش از این کلمه نبود، اما جمله بیاوردم؛ که سخت فصیح و نیکو بود و این جمله بدان آوردم که وی رضی الله عنه اندر علم حقایق و اصول به درجتی بوده است که اشارت حسن بصری، با مبالغتش اندر علم، بدو بوده است. و اندر حکایات یافتم که اعرابیی از بادیه درآمد و او بر در سرای خود نشسته بود اندر کوفه. اعرابی وی را دشنام داد و مادر و پدرش را. وی برخاست و گفت: «یا اعرابی، اگر گرسنه ای تا نانت آرند و یا تشنه ای تا آبت آرند، یا تو را چه رسیده است؟» و وی می گفت: «تو چنین، و مادر و پدرت چنین و چنین.» حسن رضی الله عنه فرمود غلام را تا یک بدره دینار بیرون آورد و بدو داد و گفت: «یا اعرابی، معذور دار که اندر خانۀ ما بیش از این نمانده است والا از تو دریغ نداریمی.» چون اعرابی این سخن بشنید، گفت: «اشهد انک ابن رسول الله، صلی الله علیه و سلم. می گواهی دهم که تو پسر پیغمبری و من این جا به تجربت حلم تو آمدم.»

    #
  4. 14

    و این صفت محققان مشایخ باشد رضوان الله علیهم که مدح و ذم خلایق به نزدیک ایشان یکسان شده باشد و به جفا گفتن متغیر نشوند و الله اعلم.

    انتخاب‌شده
  5. 15

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 14 از «۱- ابومحمد الحسن بن علی، کرم الله وجهه» است.