کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 41

کفر و قربهم منجی و معتصم

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 38

    هم الغیوث اذا ما ازمه ازمت

    #
  2. 39

    والاسد اسد الشری و الباس یحتدم

    #
  3. 40

    من معشر حبهم دین وبغضهم

    #
  4. 41

    کفر و قربهم منجی و معتصم

    انتخاب‌شده
  5. 42

    ان عد اهل التقی کانوا ائمتهم

    #
  6. 43

    اوقیل من خیر اهل الارض قیل هم»

    #
  7. 44

    و مانند این در مدح وی بیتی چند بگفت و وی را و اهل بیت پیغمبر را علیهم السلام بستود. هشام با وی خشم گرفت و بفرمود تا وی را به عسفان حبس کردند؛ و آن، جایی است میان مکه و مدینه. این خبر، همچنان که بود، بعینه بدو نقل کردند بفرمود تا دوازده هزار درم بدو بردند. گفت: «ورا بگویید: یا بافراس، ما را معذور دار؛ که ما ممتحنانیم و بیش از این چیزی معلوم نداشتیم که به تو فرستادیمی.» فرزدق آن سیم باز فرستاد و گفت: «یا پسر پیغامبر خدای، من از برای سیم، اشعار بسیار گفته بودم و اند آن مدایح دروغ آورده. این ابیات مر کفارت بعضی از آن را گفتم از برای خدای و دوستی رسول و فرزندان وی را.» چون پیغام به زین العابدین بردند، گفت: «بازگردید و این سیم بازبرید و بگویید: یا بافراس، اگر ما را دوست داری مپسند که ما بازگردیم بدان چیزی که بداده باشیم و از ملک خود بیرون کرده.» آنگاه فرزدق آن سیم بستد و بپذیرفت.

    #