کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 2

و نیز گویند کنیت وی ابوعبدالله بود، و به لقب وی را باقر خواندندی. مخصوص بود وی به دقایق علوم و به لطایف اشارات اندر کتاب خدای، عز و جل. وی را کرامات مشهور بود و آیات ازهر و براهین انور.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: حجت بر اهل معاملت، و برهان ارباب مشاهدت، امام اولاد نبی و گزیدۀ نسل علی، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، کرم الله وجهه و رضی عنهم

    #
  2. 2

    و نیز گویند کنیت وی ابوعبدالله بود، و به لقب وی را باقر خواندندی. مخصوص بود وی به دقایق علوم و به لطایف اشارات اندر کتاب خدای، عز و جل. وی را کرامات مشهور بود و آیات ازهر و براهین انور.

    انتخاب‌شده
  3. 3

    و گویند ملکی وقتی قصد هلاک وی کرد. کس فرستاد بدو. چون به نزدیک وی اندر آمد از وی عذر خواست و هدیه داد و به نیکویی بازگردانید. گفتند: «ایها الملک، قصد هلاک وی داشتی، تو را با وی دیگرگونه دیدیم، حال چه بود؟» گفت: «چون وی به نزدیک من اندر آمد دو شیر دیدم یکی بر راست و یکی بر چپ وی، و مرا می گفتند که: اگر تو بدو قصد کنی ما تو را هلاک کنیم.»

    #
  4. 4

    و از وی روایت آرند که وی گفت اندر تفسیر کلام خدای، عز و جل: «فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله (۲۵۶/ البقره)»، قال: «من شغلک عن مطالعه الحق فهو طاغوتک.» بازدارندۀ تو از مطالعت حق طاغوت توست. نگر به چه چیز محجوبی، بدان چیز بازمانده ای و آن حجاب توست. به ترک ان حجاب بگوی تا به کشف اندر رسی و محجوب ممنوع باشد و ممنوع را نباید که دعوی قربت کند.

    #
  5. 5

    و از خواص وی یکی روایت کند که: چون از شب لختی برفتی و وی از اوراد فارغ گشتی، آواز بلند برگرفتی به مناجات و گفتی:

    #