کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 1

و منهم: شیخ صفا و معدن وفا، هرم بن حیان رضی الله عنه

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: شیخ صفا و معدن وفا، هرم بن حیان رضی الله عنه

    انتخاب‌شده
  2. 2

    که از بزرگان طریقت بود و اندر معاملت حظی تمام داشت و با صحابه و کرام ایشان صحبت ها کرده بود.

    #
  3. 3

    قصد کرد تا اویس را زیات کند. چون به قرن شد وی از آن جا رفته بود ناامید بازگشت. چون به مکه بازآمد، خبر یافت که وی به کوفه می باشد. بیامد و نیافتش و تا مدتی دراز آن جا ببود. چون خواست که از آن جا سوی بصره آید، اندر راه وی را یافت بر کنارۀ فرات که می طهارت کرد، مرقعه ای پوشیده بشناختش. چون از کنارۀ رود برآمد و موی شانه کرد، هرم پیش رفت و سلام گفت. وی گفت: «و علیک السلام، یا هرم بن حیان.» گفت: «مرا چه شناختی که من هرمم؟» گفت «عرفت روحی روحک. جان من مرجان تو را بشناخت». زمانی بنشستند و مر او را نیز بازگردانید.

    #
  4. 4

    هرم گفت: «بیشتری با من سخنان امیرین گفت؛ یعنی عمرو علی، رضوان الله علیهم اجمعین.» و روایت کرد که: «مرا عمر از پیغمبر علیه السلام روایت کرد، قوله، علیه السلام: انما الاعمال بالنیات و لکل امری مانوی. فمن کانت هجرته الی الله و الی رسوله فهجرته الی الله و رسوله و من کانت هجرته الی الدنیا یصیبها او امراه یتزوجها فهجرته الی ماهاجر الیه. آنگاه مرا گفت: علیک بحفظ قلبک. بر تو باد به نگاهداشت دل از اندیشۀ غیر.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 1 از «۲- هرم بن حیان، رضی الله عنه» است.