کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 6

و از وی می آید رضی الله عنه که اندر مکه نشسته بود، مردی به نزدیک وی آمد و گفت: «مرا خبر ده از حلالی که اندر او حرام نباشد و از حرامی که اندر او حلال نباشد.» وی گفت، رضی الله عنه: «ذکر الله حلال لیس فیه حرام و ذکر غیره حرام لیس فیه حلال.» یاد کرد حق تعالی حلالی است که در وی هیچ حرام نیست و یاد کرد دیگران غیر حلال است؛ از آن که اندر ذکر وی نجات است و در ذکر غیر وی هلاک. و الله اعلم بالصواب.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    و از وی روایت آرند گفت: «ارض بالیسیر من الدنیا مع سلامه دینک کما رضی قوم بکثیرها مع ذهاب دینهم.»

    #
  2. 4

    راضی گرد به اندکی از دنیا با سلامت دینت؛ چنان که راضی شدند قومی به بسیاری آن و رفتن دین ایشان از ایشان؛ یعنی فقر با سلامت بهتر از غنای با غفلت؛ که فقیر چون اندر دل نگرد اندیشۀ زیادت نیابد و اندر دست خود نگرد قناعت یابد و غنی اندر دل نگرد اندیشۀ زیادتی دنیا یابد و اندر دست خود نگرد دنیای پر شبهت بیند. پس رضای دوستان به خداوند بی غفلت، بهتر از رضای غافلان به دنیای پر غرور و آفت و حسرت و ندامت و زلت و معصیت.

    #
  3. 5

    پس چون بلا بیاید غافلان گویند: «الحمدلله، که بر تن نیامد»، و دوستان گویند: «الحمدلله که بر دین نیامد.» اگر تن اندر بلا بود چون دل اندر لقا بود بلا بر تن خوش بود و چون دل اندر غفلت بود اگرچه تن اندر نعمت بود، آن نعمت نبود نقمت بود و به حقیقت رضا به قلیل دنیا کثیر دنیا بود و رضا به کثیر دنیا قلیل دنیا بود؛ از آن چه قلیل آن چون کثیر آن است.

    #
  4. 6

    و از وی می آید رضی الله عنه که اندر مکه نشسته بود، مردی به نزدیک وی آمد و گفت: «مرا خبر ده از حلالی که اندر او حرام نباشد و از حرامی که اندر او حلال نباشد.» وی گفت، رضی الله عنه: «ذکر الله حلال لیس فیه حرام و ذکر غیره حرام لیس فیه حلال.» یاد کرد حق تعالی حلالی است که در وی هیچ حرام نیست و یاد کرد دیگران غیر حلال است؛ از آن که اندر ذکر وی نجات است و در ذکر غیر وی هلاک. و الله اعلم بالصواب.

    انتخاب‌شده
  5. 7

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «۴- سعید بن مسیب، رحمه الله علیه» است.