مصرع نخستِ میانی · شماره 1
ومنهم: امام جهان، و مقتدای خلقان شرف فقها، و عز علما ابوحنیفه نعمان بن ثابت الخزاز، رضی الله عنه
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
ومنهم: امام جهان، و مقتدای خلقان شرف فقها، و عز علما ابوحنیفه نعمان بن ثابت الخزاز، رضی الله عنه
انتخابشده - 2
وی را اندر عبادت و مجاهدت قدمی درست بوده است و اندر اصول این طریقت شانی عظیم داشت. و اندر ابتدای احوال قصد عزلت کرد و از جملۀ خلق تبرا کرد و خواست که از میان خلق بیرون شود؛ که دل از ریاست و جاه خلق پاکیزه کرده بود و مهذب مر حق را استاده. تا شبی در خواب دید که استخوانهای پیغمبر علیه السلام از لحد او گرد کرد و بعضی را از بعضی اختیار می کند. از نهیب آن از خواب درآمد. از یکی از اصحاب محمدبن سیرین بپرسید، او گفت: «تو اندر علم پیغمبر علیه السلام و حفظ سنت وی به درجتی بزرگ رسی؛ چنان که اندر آن متصرف شوی و صحیح از سقیم جدا کنی.» و دیگر بار پیغمبر را علیه السلام به خواب دید که وی را گفت: «یا باحنیفه، تو را سبب زنده گردانیدن سنت من کرده اند. قصد عزلت مکن.»
# - 3
و وی استاد بسیار کس بود از مشایخ، چون ابراهیم ادهم فضیل بن عیاض و داود طایی و بشر حافی و به جز از ایشان. رضوان الله علیهم اجمعین.
# - 4
و اندر میان علما رحمهم الله مسطور است که به وقت ابوجعفر المنصور تدبیر کردند که از چهارکس یکی را قاضی گردانند: یکی امام اعظم ابوحنیفه، و دیگر سفیان و سدیگر مسعر بن کدام، و چهارم شریک، رحمه الله علیهم و این هر چهار از فحول علمای دهر بودند. کس فرستادند تا جمله را آن جا حاضر گردانند. اندر راه که می رفتند ابوحنیفه رضی الله عنه گفت: «من اندر هر یک از ما فراستی بگویم، اندر این رفتن ما؟» گفتند: «صواب آید.» گفت: «من به حیلتی این قضا از خود دفع کنم، و سفیان بگریزد، و مسعر دیوانه سازد خود را و شریک قاضی شود.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «۶- ابوحنیف نعمان بن ثابت الخزاز، رضی الله عنه» است.