کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 12

خلق ملک ابدی مر خود را می طلبند و می گویند: «از برای خدای می کنیم، جل جلاله.» اما سپردن طریق دوستی، خود چیزی دیگر است. ایشان از گزاردن فرمان حصول امر دوست نگاه دارند، چشمشان بر هیچ چیزی دیگر نباشد.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    و از وی می آید که گفت: از بیت المقدس می آمدم به قصد مصر. اندر راه شخصی دیدم از دور با هیبت که می آمد. اندر دل خود تقاضایی یافتم که از این کس سوالی بکنم. چون نزدیک من آمد، پیرزنی دیدم با عکازه ای اندر دست و جبه ای پشمین پوشیده.

    #
  2. 10

    گفتم: «من این؟» قالت: «من الله». قلت: «الی این؟» قالت: «الی الله.» :«از کجا می آیی؟» گفت: «از نزد خدای» گفتم: «کجا خواهی رفت؟» گفت:«به سوی خدای.» با من دینارگانه ای بود، برآوردم که بدو دهم. دست اندر روی من بجنبانید و گفت: «ای ذوالنون، این صورت که تو را بر من بسته است از رکیکی عقل توست. من کار از برای خدای کنم و از دون وی چیزی نستانم؛ چنان که نپرستم جز وی را، چیزی نستانم جز از وی.» این بگفت و از من جدا شد.

    #
  3. 11

    و اندر این حکایت رمزی لطیف است که آن عجوز گفت: «من کار از برای وی می کنم.» و این دلیل صدق محبت بود؛ که خلق اندر معاملت بر دو گونه اند: یکی آن که کاری می کند پندارد که از برای وی می کند و بتحقیق از برای خود می کند. و هرچند که هوای وی از آن منقطع باشد. دنیایی، آخر ببوس ثواب آن جهنی باشدش، و دیگر آن که ارادت ثواب و عقاب آن جهان و ریا و سمعت این جهان از معاملت وی منقطع باشد و آن چه کند مر تعظیم فرمان حق جل جلاله را کند و محبت حق تعالی متقاضی وی باشد به ترک نصیب اندر فرمان وی. و آن گروه را صورت بسته باشد که هر کار که آخرت را کنند هم ورا باشد و ندانند که در طاعت مر مطیع را نصیب بیش از آن باشد که اندر معصیت؛ از آن چه اندر معصیت راحت عاصی یک ساعته باشد و راحت طاعت همیشه و خداوند را تعالی و تقدس از مجاهدت خلق چه سود و از ترک آن چه زیان؟ اگر همه خلق به صدق ابوبکر گردند فایده مر ایشان را، و اگر به کذب فرعون شوند زیان مر ایشان را؛ لقوله، تعالی: «ان احسنتم احسنتم لانفسکم (۷/الاسراء)»، و قوله، تعالی: «و من جاهد فانما یجاهد لنفسه (۶/العنکبوت).»

    #
  4. 12

    خلق ملک ابدی مر خود را می طلبند و می گویند: «از برای خدای می کنیم، جل جلاله.» اما سپردن طریق دوستی، خود چیزی دیگر است. ایشان از گزاردن فرمان حصول امر دوست نگاه دارند، چشمشان بر هیچ چیزی دیگر نباشد.

    انتخاب‌شده
  5. 13

    و اندر این کتاب مانند این سخن بیاید ان شاء الله اندر باب اخلاص.

    #
  6. 14

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «۹- ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی الله عنه» است.