مصرع نخستِ میانی · شماره 14
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
و اندر این حکایت رمزی لطیف است که آن عجوز گفت: «من کار از برای وی می کنم.» و این دلیل صدق محبت بود؛ که خلق اندر معاملت بر دو گونه اند: یکی آن که کاری می کند پندارد که از برای وی می کند و بتحقیق از برای خود می کند. و هرچند که هوای وی از آن منقطع باشد. دنیایی، آخر ببوس ثواب آن جهنی باشدش، و دیگر آن که ارادت ثواب و عقاب آن جهان و ریا و سمعت این جهان از معاملت وی منقطع باشد و آن چه کند مر تعظیم فرمان حق جل جلاله را کند و محبت حق تعالی متقاضی وی باشد به ترک نصیب اندر فرمان وی. و آن گروه را صورت بسته باشد که هر کار که آخرت را کنند هم ورا باشد و ندانند که در طاعت مر مطیع را نصیب بیش از آن باشد که اندر معصیت؛ از آن چه اندر معصیت راحت عاصی یک ساعته باشد و راحت طاعت همیشه و خداوند را تعالی و تقدس از مجاهدت خلق چه سود و از ترک آن چه زیان؟ اگر همه خلق به صدق ابوبکر گردند فایده مر ایشان را، و اگر به کذب فرعون شوند زیان مر ایشان را؛ لقوله، تعالی: «ان احسنتم احسنتم لانفسکم (۷/الاسراء)»، و قوله، تعالی: «و من جاهد فانما یجاهد لنفسه (۶/العنکبوت).»
# - 12
خلق ملک ابدی مر خود را می طلبند و می گویند: «از برای خدای می کنیم، جل جلاله.» اما سپردن طریق دوستی، خود چیزی دیگر است. ایشان از گزاردن فرمان حصول امر دوست نگاه دارند، چشمشان بر هیچ چیزی دیگر نباشد.
# - 13
و اندر این کتاب مانند این سخن بیاید ان شاء الله اندر باب اخلاص.
# - 14
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «۹- ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی الله عنه» است.