مصرع نخستِ میانی · شماره 11
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
پس اعراض از خلق درست نیاید تا از خود اعراض نباشد. چون از خود اعراض کردی، خلق همه می بباید مر حصول مراد حق را و چون به حق تعالی اقبال کردی، تو می ببایی مر اقامت امر او را. پس با خلق آرمیدن روی نیست، و اگر بدون حق با چیزی بخواهی آرمید باری با غیر آرام؛ که آرام با غیر رویت توحید بود و آرام با خود اثبات تعطیل. و از آن بود که شیخ بوالحسن سالبه رحمهالله علیه گفتی: «مرید را در حکم گربه ای بودن بهتر از آن چه اندر حکم خود؛ از آن چه صحبت با غیر از برای خدا بود و صحبت با خود از برای هوی بود.» و اندر این معنی سخن بیاید اندر این کتاب به جایگاه خود، ان شاء الله تعالی.
# - 9
و اندر حکایات یافتم که ابراهیم ادهم گفته است که: چون به بادیه رسیدم پیری بیامد و مرا گفت: «یا ابراهیم، می دانی که این چه جای است، تو بی زاد و بی راحله می روی؟ گفتا: من دانستم که او شیطان است. چهار دانگ سیم با من بود که اندر کوفه زنبیلی فروخته بودم از جیب برآوردم و بینداختم و نذر کردم که بر هر میل چهارصد رکعت نماز کنم. چهار سال اندر بادیه بماندم و خداوند تعالی به وقت بی تکلف روزی می رسانید و اندر آن میان خضر پیغامبر را علیه السلام با من صحبت افتاد و نام بزرگ خداوند تعالی مرا بیاموخت. آنگاه دلم به یکبار از غیر فارغ شد.
# - 10
و وی را مناقب بسیار است و بالله التوفیق.
# - 11
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «۱۰- ابواسحاق ابراهیم بن ادهم بن منصور، رضی الله عنه» است.