کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 3

و ابتدای وی آن بود که روزی مست می آمد. اندر میان راه کاغذ پاره ای یافت. مر آن را به تعظیم برگرفت، بر آن نبشته دید که: «بسم الله الرحمن الرحیم.» آن را معطر کرد و به جایی پاک بنهاد. آن شب مر خداوند تعالی را به خواب دید که وی را گفت: «طیبت اسمی فبعزتی لاطیبن اسمک فی الدنیا و الآخره. نام مرا خوشبوی گردانیدی، به عزت من که نام تو را خوشبوی گردانم در دنیا و آخرت، تا کس نام تو نشنود الا که راحتی به جان وی آید.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: سریر معرفت، و تاج اهل معاملت، بشر بن الحارث الحافی، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    اندر مجاهدت شانی کبیر داشت و اندر معاملت حظی تمام. صحبت فضیل ابن عیاض دریافته بود و مرید خال خود بود، علی بن خشرم. به علم اصول و فروع عالم بود.

    #
  3. 3

    و ابتدای وی آن بود که روزی مست می آمد. اندر میان راه کاغذ پاره ای یافت. مر آن را به تعظیم برگرفت، بر آن نبشته دید که: «بسم الله الرحمن الرحیم.» آن را معطر کرد و به جایی پاک بنهاد. آن شب مر خداوند تعالی را به خواب دید که وی را گفت: «طیبت اسمی فبعزتی لاطیبن اسمک فی الدنیا و الآخره. نام مرا خوشبوی گردانیدی، به عزت من که نام تو را خوشبوی گردانم در دنیا و آخرت، تا کس نام تو نشنود الا که راحتی به جان وی آید.»

    انتخاب‌شده
  4. 4

    آنگاه توبه کرد و طریق زهد بر دست گرفت و از شدت غلبه اندر مشاهدت حق تعالی هیچ چیز اندر پای نکرد از وی علت آن بپرسیدند. گفت: «زمین بساط وی است، و من روا ندارم که بساط وی سپرم و میان پای من و زمین واسطه ای باشد.»

    #
  5. 5

    و این از غرایب معاملات وی است. اندر جمع همت وی به حق، پای افزار حجاب وی آمد.

    #
  6. 6

    و از وی می آید که گفت: «من اراد ان یکون عزیزا فی الدنیا شریفا فی الآخره، فلیجتنب ثلاثا: لایسال احدا حاجه ولایذکراحدا بسوء ولایحب احدا الی طعامه.» هرکه خواهد که اندر دنیا عزیز باشد و اندر آخرت شریف، گو از سه چیز بپرهیز: از مخلوقان حاجت مخواه، و کس را بد مگوی و به مهمانی کس مرو.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 3 از «۱۱- بشر بن الحارث الحافی، رضی الله عنه» است.