نثر · شماره 8
و اما هر که کسی را بد گوید آن تصرف است که اندر حکم خدای تعالی می کند؛ از آن چه آن کس و فعل وی آفریدۀ خدای است، عز و جل. آفریدۀ وی را بر که رد می کنی و آن که فعل را عیب کند فاعل را کرده باشد؟ به جز آن که وی فرموده است که: «کفار را بر موافقت من ذم کنید.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
و این از غرایب معاملات وی است. اندر جمع همت وی به حق، پای افزار حجاب وی آمد.
# - 6
و از وی می آید که گفت: «من اراد ان یکون عزیزا فی الدنیا شریفا فی الآخره، فلیجتنب ثلاثا: لایسال احدا حاجه ولایذکراحدا بسوء ولایحب احدا الی طعامه.» هرکه خواهد که اندر دنیا عزیز باشد و اندر آخرت شریف، گو از سه چیز بپرهیز: از مخلوقان حاجت مخواه، و کس را بد مگوی و به مهمانی کس مرو.
# - 7
اما هر که به خداوند تعالی راه داند از خلق حاجت نخواهد؛ که حاجت به خلق دلیل بی معرفتی بود؛ که اگر به قاضی الحاجات عالمستی از چون خویشتنی حاجت نخواهدی. «استغاثه المخلوق کاستغاثه المسجون الی المسجون.»
# - 8
و اما هر که کسی را بد گوید آن تصرف است که اندر حکم خدای تعالی می کند؛ از آن چه آن کس و فعل وی آفریدۀ خدای است، عز و جل. آفریدۀ وی را بر که رد می کنی و آن که فعل را عیب کند فاعل را کرده باشد؟ به جز آن که وی فرموده است که: «کفار را بر موافقت من ذم کنید.»
انتخابشده - 9
اما آن چه گفت از نان خلق بپرهیزید؛ که رازق خدای است جل جلاله اگر مخلوقی را سبب روزی تو گرداند او را مبین و بدان که روزی توست که خدای تعالی به تو رسانید، نه از آن وی، و اگر او پندارد که از آن وی است و بدان بر تو منت نهد وی را اجابت مکن؛ که اندر روزی کس را بر کس منت نیست البته؛ از آن که به نزدیک اهل سنت و جماعت روزی غذاست و به نزدیک معتزله ملک و خلق را به اغذیه خدای پرورد نه مخلوق، و مجاز این قول را وجهی دیگر است. والله اعلم.
# - 10
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «۱۱- بشر بن الحارث الحافی، رضی الله عنه» است.