نثر · شماره 5
و به حقیقت اعمال باطن فاضل تر از اعمال جوارح، و تاثیر اعمال باطن تمام تر از تاثیر اعمال ظاهر و از آن بود که گفتند: «نوم العالم عباده و سهر الجاهل معصیه.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
عالم بود به اصول و فروع و همه اهل علم را تولا و اقتدا در وقت وی به وی بود. کتابی کرده است «رغایب» نام اندر اصول تصوف و به جز آن وی را تصانیف بسیار است اندر هر فن. عالی حال و بزرگ همت بود و اندر وقت خود شیخ المشایخ بغداد بود.
# - 3
ازوی روایت آرند که گفت: «العلم بحرکات القلوب فی مطالعه الغیوب اشرف من العمل بحرکات الجوارح.» آن کس که به حرکات دل اند رمحل غیب عالم بود بهتر از آن که به حرکات جوارح عامل بود. مراد اندر این آن است که: علم محل کمال است و جهد محل طلب و علم اندر پیشگاه بهتر از آن که جهد بر درگاه؛ که علم مرد را به درجۀ کمال رساند و جهد از درگاه اندر نگذراند و به حقیقت علم بزرگ تر از عمل بود؛ از آن که خداوند تعالی را به علم توان شناخت و به عمل اندر نتوان یافت و اگر به عمل بی علم بدو راه باشدی، نصاری و رهبانان اندر شدت اجتهادشان اندر مشاهده اندی و مومنان عاصی اندر مغایبه. پس عمل صفت بنده است و علم صفت خداوند، تعالی.
# - 4
و بعضی از راویان این قول را غلطی افتاده است و هر دو، عمل را روایت کنند و گویند: «العمل بحرکات القلوب اشرف من العمل بحرکات الجوارح.» و این محال است؛ که عمل بنده به حرکات دل تعلق نکند و اگر بدین، فکرت و مراقبت احوال باطن می خواهد این خود بدیع نباشد؛ که پیغمبر گفت، علیه السلام: «تفکر ساعه خیر من عباده سنه.»
# - 5
و به حقیقت اعمال باطن فاضل تر از اعمال جوارح، و تاثیر اعمال باطن تمام تر از تاثیر اعمال ظاهر و از آن بود که گفتند: «نوم العالم عباده و سهر الجاهل معصیه.»
انتخابشده - 6
خواب عالم عبادت بود و بیداری جاهل معصیت؛ از آن چه اندر خواب و بیداری سرش مغلوب باشد و چون سر مغلوب گردد، تن نیز مغلوب گردد. پس سر مغلوب به غلبۀ حق بهتر از نفس غالب به حرکات ظاهر و مجاهدت.
# - 7
و از وی رحمه الله علیه می آید که: روزی درویشی را گفت: «کن لله والا فلاتکن.» خداوند را تعالی باش و اگرنه خود مباش؛ یعنی به حق باقی باش یا از وجود خود فانی؛ یعنی به صفوت مجتمع باش یا به فقر مفترق و به حق باقی باش یا از خود فانی، یا بدان صفت باش که حق تعالی گوید: «اسجدوا لآدم (۳۴/البقره)»، یا بدان صفت باش که: «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا (۱/الانسان)». اگر حق را باشی به اختیار خود قیامت به خود بود و اگر نباشی به اختیار خود قیامت به حق بود و این معنی لطیف است و الله اعلم بالصواب.
# - 8
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «۱۳- ابوعبدالله الحارث بن اسد المحاسبی، رضی الله عنه» است.