نثر · شماره 7
و از وی رحمه الله علیه می آید که: روزی درویشی را گفت: «کن لله والا فلاتکن.» خداوند را تعالی باش و اگرنه خود مباش؛ یعنی به حق باقی باش یا از وجود خود فانی؛ یعنی به صفوت مجتمع باش یا به فقر مفترق و به حق باقی باش یا از خود فانی، یا بدان صفت باش که حق تعالی گوید: «اسجدوا لآدم (۳۴/البقره)»، یا بدان صفت باش که: «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا (۱/الانسان)». اگر حق را باشی به اختیار خود قیامت به خود بود و اگر نباشی به اختیار خود قیامت به حق بود و این معنی لطیف است و الله اعلم بالصواب.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
و بعضی از راویان این قول را غلطی افتاده است و هر دو، عمل را روایت کنند و گویند: «العمل بحرکات القلوب اشرف من العمل بحرکات الجوارح.» و این محال است؛ که عمل بنده به حرکات دل تعلق نکند و اگر بدین، فکرت و مراقبت احوال باطن می خواهد این خود بدیع نباشد؛ که پیغمبر گفت، علیه السلام: «تفکر ساعه خیر من عباده سنه.»
# - 5
و به حقیقت اعمال باطن فاضل تر از اعمال جوارح، و تاثیر اعمال باطن تمام تر از تاثیر اعمال ظاهر و از آن بود که گفتند: «نوم العالم عباده و سهر الجاهل معصیه.»
# - 6
خواب عالم عبادت بود و بیداری جاهل معصیت؛ از آن چه اندر خواب و بیداری سرش مغلوب باشد و چون سر مغلوب گردد، تن نیز مغلوب گردد. پس سر مغلوب به غلبۀ حق بهتر از نفس غالب به حرکات ظاهر و مجاهدت.
# - 7
و از وی رحمه الله علیه می آید که: روزی درویشی را گفت: «کن لله والا فلاتکن.» خداوند را تعالی باش و اگرنه خود مباش؛ یعنی به حق باقی باش یا از وجود خود فانی؛ یعنی به صفوت مجتمع باش یا به فقر مفترق و به حق باقی باش یا از خود فانی، یا بدان صفت باش که حق تعالی گوید: «اسجدوا لآدم (۳۴/البقره)»، یا بدان صفت باش که: «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا (۱/الانسان)». اگر حق را باشی به اختیار خود قیامت به خود بود و اگر نباشی به اختیار خود قیامت به حق بود و این معنی لطیف است و الله اعلم بالصواب.
انتخابشده - 8
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «۱۳- ابوعبدالله الحارث بن اسد المحاسبی، رضی الله عنه» است.