مصرع نخستِ میانی · شماره 1
و منهم: شیخ وقت خود ومر طریق حق را مجرد، ابوسلیمان عبدالرحمان ابن عطیه الدارانی، رضی الله عنه
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و منهم: شیخ وقت خود ومر طریق حق را مجرد، ابوسلیمان عبدالرحمان ابن عطیه الدارانی، رضی الله عنه
انتخابشده - 2
عزیز قوم بود و ریحان دل ها بود. و وی به ریاضت و مجاهدت صعب مخصوص است و عالم بود به علم وقت و معرفت آفات نفس و به صبر به کمینهای آن. و وی را کلام لطیف است اندر معاملات و حفظ قلوب و رعایت جوارح.
# - 3
و از وی می آید که گفت: «اذا غلب الرجاء علی الخوف فسد الوقت.» چون رجا بر خوف غالب شود وقت شوریده گردد؛ ازیرا که وقت رعایت حال باشد و بنده تا آنگاه راعی حال باشد که خوفی بر دلش مستولی بود. چون آن برخاست وی تارک الرعایه گردد و وقتش فاسد گردد و اگر خوف بر رجا غلبه گیرد توحیدش باطل شود؛ از آن که غلبۀ خوف از ناامیدی بود و نومیدی از حق شرک بود. پس حفظ توحید اندر صحت رجای بنده باشد و حفظ وقت اندر صحت خوف وی. چون هر دو برابر باشد توحید و وقت محفوظ باشد و بنده به حفظ توحید مومن بود و به حفظ وقت مطیع و تعلق رجا به مشاهدتی صرف بود که اندر او جمله اعتماد است و تعلق خوف به مجاهدتی صرف که اندر او جمله اضطرار است و مشاهدت مواریث مجاهدت باشد و این معنی آن بود که همه اومیدها از ناامیدی پدید آید، و هر که به کردار خود از فلاح خود نومید شود آن نومیدی وی را به نجاح و فلاح و کرم حق تعالی و تقدس راه نماید و در انبساط بر وی بگشاید و دلش را از آفات طبع بزداید و جملۀ اسرار ربانی وی را کشف گردد.
# - 4
احمد بن ابی الحواری رحمه الله علیه گوید: اندر خلوت شبی نماز می کردم اندر آن میانه مرا راحتی بسیار می بود. دیگر روز با ابوسلیمان بگفتم. گفت:«ضعیف مردی، که تو را هنوز خلق اندر پیش است تا اندر خلا دیگرگونی و اندر ملا دیگرگون.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «۱۷- ابوسلیمان عبدالرحمان بن عطیه الدارانی، رضی الله عنه» است.