نثر · شماره 2
مخصوص بود به ورع و تقوی، و حافظ حدیث پیغمبر بود، علیه السلام. و این طبقه بجمله از فریقین وی را مبارک داشته اند و صحبت مشایخ بزرگ دریافته بود، چون ذوالنون مصری و بشر حافی و سری سقطی و معروف کرخی و مانند ایشان، رضی الله عنهم.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و منهم: شیخ سنت و قاهر اهل بدعت، ابوعبدالله احمدبن حنبل، رضی الله عنه
# - 2
مخصوص بود به ورع و تقوی، و حافظ حدیث پیغمبر بود، علیه السلام. و این طبقه بجمله از فریقین وی را مبارک داشته اند و صحبت مشایخ بزرگ دریافته بود، چون ذوالنون مصری و بشر حافی و سری سقطی و معروف کرخی و مانند ایشان، رضی الله عنهم.
انتخابشده - 3
و ظاهر الکرامات و صحیح الفراسات بود و اینچه امروز بعضی از مشبهه تعلق بدو کنند آن بر وی افتراست و موضوع و وی از آن جمله بری است.
# - 4
و وی را اعتقادی است اندر اصول دین پسندیدۀ علما و چون به بغداد معتزله غلبه کردند گفتند وی راتکلیف باید کرد تا قرآن را مخلوق گوید. پیرو ضعیف بود. دستهاش بر عقابین کشیدند و هزار تازیانه بزدندش که: «قرآن را مخلوق گوی.» نگفت و اندر آن میانه بند ازارش بگشاد و دستهاش بسته بود. دو دست دیگر پدیدار آمد و ازار ببست. چون این برهان بدیدند بگذاشتندش. و هم اندر آن جراحت فرمان یافت.
# - 5
و اندر آخر عهد وی قومی به نزدیک وی آمدند و گفتند: «چه گویی اندر این قوم که تو را بزدند؟» گفت: «چه گویم؟ از برای خدای زدند. پنداشتند که من بر باطلم. اگر ایشان بر حق اند به مجرد زخم من به قیامت با ایشان خصمی نکنم.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «۲۱- ابوعبدالله احمدبن حنبل، رضی الله عنه» است.