کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 5

و اندر آخر عهد وی قومی به نزدیک وی آمدند و گفتند: «چه گویی اندر این قوم که تو را بزدند؟» گفت: «چه گویم؟ از برای خدای زدند. پنداشتند که من بر باطلم. اگر ایشان بر حق اند به مجرد زخم من به قیامت با ایشان خصمی نکنم.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    مخصوص بود به ورع و تقوی، و حافظ حدیث پیغمبر بود، علیه السلام. و این طبقه بجمله از فریقین وی را مبارک داشته اند و صحبت مشایخ بزرگ دریافته بود، چون ذوالنون مصری و بشر حافی و سری سقطی و معروف کرخی و مانند ایشان، رضی الله عنهم.

    #
  2. 3

    و ظاهر الکرامات و صحیح الفراسات بود و اینچه امروز بعضی از مشبهه تعلق بدو کنند آن بر وی افتراست و موضوع و وی از آن جمله بری است.

    #
  3. 4

    و وی را اعتقادی است اندر اصول دین پسندیدۀ علما و چون به بغداد معتزله غلبه کردند گفتند وی راتکلیف باید کرد تا قرآن را مخلوق گوید. پیرو ضعیف بود. دستهاش بر عقابین کشیدند و هزار تازیانه بزدندش که: «قرآن را مخلوق گوی.» نگفت و اندر آن میانه بند ازارش بگشاد و دستهاش بسته بود. دو دست دیگر پدیدار آمد و ازار ببست. چون این برهان بدیدند بگذاشتندش. و هم اندر آن جراحت فرمان یافت.

    #
  4. 5

    و اندر آخر عهد وی قومی به نزدیک وی آمدند و گفتند: «چه گویی اندر این قوم که تو را بزدند؟» گفت: «چه گویم؟ از برای خدای زدند. پنداشتند که من بر باطلم. اگر ایشان بر حق اند به مجرد زخم من به قیامت با ایشان خصمی نکنم.»

    انتخاب‌شده
  5. 6

    و وی را کلام است عالی اندر معاملت، و هرکه ازوی مسالتی پرسیدی، اگر معاملتی بودی، جواب گفتی و اگر حقیقتی، حواله به بشر حافی کردی؛ چنان که روزی یکی بیامد و گفت: «ما الاخلاص؟ قال: «الخلاص من آفات الاعمال.» :«اخلاص چیست؟» گفت: «اخلاص آن است که از آفات اعمال خلاص یابی؛ یعنی: عملت بی ریا و سمعه شود.» گفت: «ما التوکل؟» قال: «الثقه بالله.» :«توکل چیست؟» گفت: «باور و استوار داشت خدای اندر روزی خود.»

    #
  6. 7

    گفت: «ما الرضا؟» قال: «تسلیم الامور الی الله.» :«رضا چیست؟» گفت:«آن که کارهای خود به خداوند تعالی سپاری.»

    #
  7. 8

    گفت: «ما المحبه؟» :«محبت چیست؟» گفت: «این از بشر حافی پرس؛ که تا وی زنده است من جواب این نکنم.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «۲۱- ابوعبدالله احمدبن حنبل، رضی الله عنه» است.