نثر · شماره 7
گفت: «ما الرضا؟» قال: «تسلیم الامور الی الله.» :«رضا چیست؟» گفت:«آن که کارهای خود به خداوند تعالی سپاری.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
و وی را اعتقادی است اندر اصول دین پسندیدۀ علما و چون به بغداد معتزله غلبه کردند گفتند وی راتکلیف باید کرد تا قرآن را مخلوق گوید. پیرو ضعیف بود. دستهاش بر عقابین کشیدند و هزار تازیانه بزدندش که: «قرآن را مخلوق گوی.» نگفت و اندر آن میانه بند ازارش بگشاد و دستهاش بسته بود. دو دست دیگر پدیدار آمد و ازار ببست. چون این برهان بدیدند بگذاشتندش. و هم اندر آن جراحت فرمان یافت.
# - 5
و اندر آخر عهد وی قومی به نزدیک وی آمدند و گفتند: «چه گویی اندر این قوم که تو را بزدند؟» گفت: «چه گویم؟ از برای خدای زدند. پنداشتند که من بر باطلم. اگر ایشان بر حق اند به مجرد زخم من به قیامت با ایشان خصمی نکنم.»
# - 6
و وی را کلام است عالی اندر معاملت، و هرکه ازوی مسالتی پرسیدی، اگر معاملتی بودی، جواب گفتی و اگر حقیقتی، حواله به بشر حافی کردی؛ چنان که روزی یکی بیامد و گفت: «ما الاخلاص؟ قال: «الخلاص من آفات الاعمال.» :«اخلاص چیست؟» گفت: «اخلاص آن است که از آفات اعمال خلاص یابی؛ یعنی: عملت بی ریا و سمعه شود.» گفت: «ما التوکل؟» قال: «الثقه بالله.» :«توکل چیست؟» گفت: «باور و استوار داشت خدای اندر روزی خود.»
# - 7
گفت: «ما الرضا؟» قال: «تسلیم الامور الی الله.» :«رضا چیست؟» گفت:«آن که کارهای خود به خداوند تعالی سپاری.»
انتخابشده - 8
گفت: «ما المحبه؟» :«محبت چیست؟» گفت: «این از بشر حافی پرس؛ که تا وی زنده است من جواب این نکنم.»
# - 9
و احمد بن حنبل رحمه الله علیه اندر همه احوال ممتحن بود در حال حیات از طعن معتزله، و در حال ممات ازتهمت های مشبهه؛ تا حدی که اهل سنت و جماعت آنان که بر حال وی واقف نگشته اند وی را تهمت کنند و وی از آن بری است. و الله اعلم.
# - 10
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «۲۱- ابوعبدالله احمدبن حنبل، رضی الله عنه» است.