کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 2

از جلۀ مشایخ شام بود و ممدوح جملۀ مشایخ؛ تا حدی که جنید گفت: «احمدبن ابی الحواری ریحانه الشام.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: سراج وقت و مشرف آفات مقت، ابوالحسن احمدبن ابی الحواری، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    از جلۀ مشایخ شام بود و ممدوح جملۀ مشایخ؛ تا حدی که جنید گفت: «احمدبن ابی الحواری ریحانه الشام.»

    انتخاب‌شده
  3. 3

    وی را کلام عالی است و اشارت لطیف اندر فنون علم این طریقت و روایات صحیح از حدیث پیغمبر، علیه السلام و رجوع اهل وقت بدو بود اندر واقعات ایشان و او مرید ابوسلیمان دارانی بود، رضی الله عنه و صحبت سفیان بن عیینه و مروان بن معاویه الفزاری و نباجی کرده بود و از هر یک ادب و فایده گرفته.

    #
  4. 4

    و ازوی می آید که گفت: «الدنیا مزبله و مجمع الکلاب و اقل من الکلاب من عکف علیها؛ فان الکلب یاخذ منها حاجته و ینصرف عنها و المحب لها لایزول عنها بحال.» دنیا چون مزبله ای است و جایگاه جمع گشتن سگان و کمتر از سگان باشد آن که بر سر معلوم دنیا بایستد؛ از آن چه سگ از مزبله حاجت خود روا کند و برود و دوست دارندۀ دنیا از جمع کردن آن برنگردد. و از حقیری دنیا بود به نزدیک همت آن جوانمرد که دنیا را به مزبله مانند کرد و اهل آن را به کمتر از سگان و علت آورد که چون سگ از مزبله بهرۀ خویش بگیرد از آن فراتر شود؛ اما اهل دنیا پیوسته بر سر جمع کردن دنیا نشسته اند و از محبت و گرد کردن آن هرگز برنگردند و این علامت انقطاع وی است از دنیا و اخوات آن و اعراض وی از اصحاب آن و مر اهل این طریقت را گسستگی از دنیا مجالی خوش و روضه ای خرم است.

    #
  5. 5

    وی اندر ابتدا طلب علم کرد و به درجۀ ائمه رسید. آنگاه کتب خود برداشت و به دریا برد و گفت: «نعم الدلیل کنت و اما الاشتغال بالدلیل بعد الوصول محال.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 2 از «۲۲- ابوالحسن احمدبن ابی الحواری، رضی الله عنه» است.