کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 4

گفت: «مرا سخن گفتن روا نیست.» گفتند: «چرا؟» گفت: «از آن که دل من اندر دنیا و جاه آن بسته است. سخن من فایده ندهد و اندر دل ها اثر نکند، و سخن گفتنی که اندر دل ها موثر نباشد اسختفاف کردن بود بر علم و استهزا کردن بر شریعت و سخن گفتن آن کس را مسلم باشد که به خاموشی وی دین را خلل باشد، چون بگوید خلل برخیزد.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: قدوۀ اهل ملامت و داده به بلا سلامت، ابوصالح حمدون ابن احمد بن عماره القصار، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    از قدمای مشایخ بود و متورعان ایشان و اندر فقه و علم به درجۀ اعلی بود و مذهب ثوری داشت و اندر طریقت مرید ابوتراب نخشبی بود و از آن علی نصرآبادی. و وی را رموز رقیق است اندر معاملات و کلام دقیق اندر مجاهدات.

    #
  3. 3

    همی آید که چون شان وی اندر علم بزرگ شد، ائمه و بزرگان نشابور بیامدند وی را گفتند: «تو را بر منبر باید شد و خلق را پند داد تا سخن تو فایدۀ دل ها باشد.»

    #
  4. 4

    گفت: «مرا سخن گفتن روا نیست.» گفتند: «چرا؟» گفت: «از آن که دل من اندر دنیا و جاه آن بسته است. سخن من فایده ندهد و اندر دل ها اثر نکند، و سخن گفتنی که اندر دل ها موثر نباشد اسختفاف کردن بود بر علم و استهزا کردن بر شریعت و سخن گفتن آن کس را مسلم باشد که به خاموشی وی دین را خلل باشد، چون بگوید خلل برخیزد.»

    انتخاب‌شده
  5. 5

    از وی پرسیدند که: «چرا سخن سلف نافع تر است مر دل ها را از سخن ما؟» گفت: «لانهم تکلموا لعز الاسلام و نجاه النفوس ورضا الرحمن، و نحن نتکلم لعز النفس وطلب الدنیا و قبول الخلق.»

    #
  6. 6

    از آن چه ایشان سخن مر عز اسلام و نجات تنها و رضای خداوند تعالی را گفتند و ما مر عز نفس و طلب دنیا و قبول خلق را گوییم. پس هر که سخن بر موافقت مراد حق تعالی گوید و به حق گوید، اندر آن سخن قهری و صولتی باشد که بر اسرار اثر کند و هر که بر موافقت مراد خود گوید، اندر آن سخن هوان و ذلی باشد که خلق را از آن فایده ای نباشد و ناگفتن آن به از گفتن باشد؛ از آن چه مرد از عبارت خود بیگانه شود، بهتر بود.

    #
  7. 7

    و من چنان دانم که آن بزرگ جهان، ایشان را از سر خود دفع کرده است مر ترک جاه و رسم را.

    #