نثر · شماره 2
از اعیان قوم بود و سادات ایشان، و عالم به علوم شریعت و اصول و فروع و معاملات. عمری دراز یافت و با قدما صحبت کرده بود و اتباع تابعین را دریافته بود. از اقران بشر و سری بود و مرید حارث محاسبی و فضیل را دیده بود و با وی صحبت داشته و به همه زبان ها ستوده بود. و وی را کلام عالی است و لطایف سامی اندر فنون علم قوم.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و منهم: ممدوح جمع اولیاو قدوۀ اهل رضا، ابوعبدالله احمدبن عاصم الانطاکی، رضی الله عنه
# - 2
از اعیان قوم بود و سادات ایشان، و عالم به علوم شریعت و اصول و فروع و معاملات. عمری دراز یافت و با قدما صحبت کرده بود و اتباع تابعین را دریافته بود. از اقران بشر و سری بود و مرید حارث محاسبی و فضیل را دیده بود و با وی صحبت داشته و به همه زبان ها ستوده بود. و وی را کلام عالی است و لطایف سامی اندر فنون علم قوم.
انتخابشده - 3
از وی می آید که گفت، رضی عنه: «انفع الفقر ما کنت به متجملا و به راضیا.» نافع ترین فقری آن بود که تو بدان متجمل باشی و بدان راضی؛ یعنی جمال همه خلق اندر اثبات اسباب بود وجمال فقیر اندر نفی اسباب و اثبات مسبب و رجوع بدو و رضا به احکام وی؛ از آن چه فقر فقد سبب بود و غنا وجود سبب و بی سبب با حق بود و با سبب با خود. پس سبب محل حجاب آمد و ترک اسباب محل کشف و جمال دو جهان اندر کشف و رضاست و سخط همه عالم اندر حجابو سخط. و این بیانی واضح است اندر تفصیل فقر. و الله اعلم.
# - 4
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «۲۹- ابوعبدالله احمدبن عاصم الانطاکی، رضی الله عنه» است.