کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 2

که لسان احوال مریدان و برهان اوقات طالبان بود و نخست کس که از مقام فنا و بقا عبارت کرد، وی بود و وی را مناقب مشهور است و ریاضات و نکت های مذکور، و تصانیف متلالی و کلام و رموز عالی و با ذی النون مصری و بشر حافی و سری سقطی صحبت کرده بود.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: سفینۀ توکل و رضا و سالک طریق فنا، ابوسعید احمدبن عیسی الخراز، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    که لسان احوال مریدان و برهان اوقات طالبان بود و نخست کس که از مقام فنا و بقا عبارت کرد، وی بود و وی را مناقب مشهور است و ریاضات و نکت های مذکور، و تصانیف متلالی و کلام و رموز عالی و با ذی النون مصری و بشر حافی و سری سقطی صحبت کرده بود.

    انتخاب‌شده
  3. 3

    و از وی می آید که اندر قول پیغمبر، علیه السلام: «جبلت القلوب علی حب من احسن الیها»، قال: «و اعجبا لمن یر محسنا غیرالله، کیف لایمیل بکلیته الی الله!» آفرینش دل ها بر دوستی آن کس است که بدو نیکویی کند؛ یعنی هر که به جای کسی نیکویی کند، لامحاله آن کس به دل مر آن کس را دوست گیرد. بوسعید گفت: وا عجبا! آن که در همه عالم جز خداوند را تعالی محسن نداند، چگونه دل بکلیت بدو نسپارد؟ از آن چه احسان بر حقیقت آن بود که مالک الاعیان کند؛ که احسان نیکویی کردن بود به جای کسی که بدان نیکویی محتاج بود. آن که وی را از غیر احسان باید، وی چگونه احسان تواند کرد؟ پس ملک و ملک مر خداوند راست جل جلاله که از غیر بی نیاز است، و همه عالمین و کونین بدو نیازمند و چون دوستان حق این معنی بدانستند اندر انعام و احسان، منعم و محسن دیدند. دلهایشان بکلیت اسیر دوستی وی شد،از غیر وی اعراض کردند. والله اعلم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 2 از «۴۴- ابوسعید احمدبن عیسی الخراز، رضی الله عنه» است.