کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 4

هرگز از دنیا منصف تر ندیدم؛ که تا وی را خدمت کنی تو را خدمت کند و چون بگذاریش بگذاردت؛ یعنی تا طلب وی کنی تو را طلب کند و چون ازوی اعراض کنی و خدمت خداوند تعالی بر دست گیری، از تو بگریزد و اندیشۀ آن در دلت نیاویزد. پس هر که بصدق از دنیا اعراض کند از شر وی ایمن گردد واز آفت وی رسته شود، ان شاء الله تعالی.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: استاد متوکلان، و شیخ محققان، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل المغربی، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    از بزرگان و مقدمان وقت بود و اندر زمانۀ خود مقبول. استاد و مراعی مریدان خود بود و ابراهیم خواص و ابراهیم شیبان هر دو مریدان وی بودند. و وی را کلام عالی است و براهین واضح. و اندر تجرید قدمی تمام داشت.

    #
  3. 3

    ازوی می آید که گفت: «ما رایت انصف من الدنیا، ان خدمتها خدمتک و ان ترکتها ترکتک.»

    #
  4. 4

    هرگز از دنیا منصف تر ندیدم؛ که تا وی را خدمت کنی تو را خدمت کند و چون بگذاریش بگذاردت؛ یعنی تا طلب وی کنی تو را طلب کند و چون ازوی اعراض کنی و خدمت خداوند تعالی بر دست گیری، از تو بگریزد و اندیشۀ آن در دلت نیاویزد. پس هر که بصدق از دنیا اعراض کند از شر وی ایمن گردد واز آفت وی رسته شود، ان شاء الله تعالی.

    انتخاب‌شده
  5. 5

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «۴۹- ابوعبدالله محمد بن اسماعیل المغربی، رضی الله عنه» است.