نثر · شماره 14
از وی می آید که گفت، رضی الله عنه: «الالسنه مستنطقات تحت نطقها مستهلکات.» یعنی زبان های گویا هلاک دل های خاموش است. این عبارات جمله آفت است و اندر حقیقت معنی هذر باشد. چون معنی حاصل بود به عبارت مفقود نگردد. چون معنی مفقود بود به عبارت موجود نگردد، سوای آن که اندر آن پنداشتی پدیدار آید و طالب را هلاک کند تا وی عبارت را پندارد که معنی است. والله اعلم.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
و بعضی از اهل اصول وی را رد کرده اند و بر وی اعتراض آرند اندر کلمات وی به معنی امتزاج و اتحاد و آن تشنیع اندر عبارت است نه اندر معنی؛ که مغلوب را امکان عبارت نبود تا اندر غلبۀ حال عبارتش صحیح آید و نیز روا بود که معنی عبارت مشکل بود که اندر نیابند مقصود معبر را، وهم ایشان مر ایشان را از آن صورتی کند، ایشان مر آن را انکار کنند. آن انکار ایشان بدیشان باز گردد نه بدان معنی.
# - 12
اما من گروهی دیدم از ملاحدۀ بغداد و نواحی آن خذلهم الله که دعوی تولا بدو داشتند و کلام وی را حجت زندقۀ خود ساخته بودند واسم حلاجی بر خود نهاده و اندر امر وی غلو می کردند؛ چون روافضه اندر تولای علی، رضی الله عنه. اندر رد کلمات ایشان بابی بیارم اندر فرق فرق، ان شاء الله عز و جل.
# - 13
و در جمله بدان که کلام وی اقتدا را نشاید؛ از آن چه مغلوب بوده است اندر حال خود نه متمکن، و کلام متمکنی باید تا بدان اقتدا توان کرد. پس عزیز است وی بر دل من بحمدالله اما بر هیچ اصل طریقش مستقیم نیست و بر هیچ محل حالش مقررنه، و اندر احوالش فتنۀ بسیار است.و مرا اندر ابتدای نمودهای خود از وی قوت ها بوده است، به معنی براهین، و پیش از این در شرح کلام وی کتابی ساخته ام به دلایل و حجج علو کلام و صحت حالش ثابت کرده و اندر کتابی که کرده ام به جز آن کتاب منهاج نام ابتدا و انتهاش یاد کرده ام، این جا این مقدار نیز بیاوردم. پس طریقی را که به چندین احتراز اصل آن را ثابت باید کرد، چرا بدان تعلق و اقتدا کنند؟ اما هوی را هرگز با راستی موافقت نباشد، پیوسته چیزی می جوید از طریق اعوجاج تا اندر آن آویزد.
# - 14
از وی می آید که گفت، رضی الله عنه: «الالسنه مستنطقات تحت نطقها مستهلکات.» یعنی زبان های گویا هلاک دل های خاموش است. این عبارات جمله آفت است و اندر حقیقت معنی هذر باشد. چون معنی حاصل بود به عبارت مفقود نگردد. چون معنی مفقود بود به عبارت موجود نگردد، سوای آن که اندر آن پنداشتی پدیدار آید و طالب را هلاک کند تا وی عبارت را پندارد که معنی است. والله اعلم.
انتخابشده - 15
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «۵۳- ابوالمغیث الحسین بن منصور الحلاج، رضی الله عنه» است.